(ساعت هفده)
این غزل را که دومین غزل از مجموعه اولم یعنی (( تمام خاطره ها)) است
به همه دوستان سال های دورم تقدیم می کنم
سکوت ٬ ساعت هفده ٬ دو کفرِ چاهی
برای قافیه در حوض خالی ات : ماهی !
به جای صندلی ات: چوب های بی معنی
دوچرخه ات : جسد آهنی که من گاهی-
سوار آن به کجا می روم نمی دانم !
و جِر جِرش : که تو از کوچه ها چه می خواهی؟
کنار یاد تو یک جفت کفش خاک آلود:
دو سر به شانه ی هم - های هایِ همراهی
و... یک صدا که به در کوفت ٬ بی مقدمه گفت:
- تمام شعر شما در ازای یک شاهی !
و گفت : کوفت ! (پس از پوزخندِ غمزده ام)
که بعد ... باز تو بودی و آهِ کوتاهی ...
حیاط ٬ باغچه ٬ بوی تو بردرو دیوار
سکوت ساعت هفده دو کفترِ چاهی .
۱۳۷۹
نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 18:34 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY