حالا وقت مردن بود؟ در این نابسامانی ها که من نگران خودم  آینده  نیلا  و  اوضاع واحوال یاسین  علی  مازیار  ربابه  و چند نفر دیگرم    تو رفته ای   که گل بچینی ؟ نه عزیزم  باید چند وقت دیگر صبر می کردی

تا آبها از آسیاب بیافتد و به قولی  ببینیم  کار دن کیشوت در جدال با توهماتش به کجا ختم می شود . آن وقت بهتر و  آبرومندانه تر برایت ختم وبزرگداشت می گرفتیم . از تو بعید بود که این حرکت شتابزده را در کارنامه ات به ثبت برسانی. تو که آنهمه در رفتار و گفتارت و لهجه جذاب اصفهانی ات تمانینه داشتی دیگر چرا مرتکب این جوانی شدی . خودت مگر نسروده بودی که :  " مگرجان شیرین خسرو نبود  که چون جان شیرین فرهاد رفت؟"   خب بالاخره می رفت آن جان چون عسل  .خب صبوری می کردی تا ببینیم  کار به کجا می کشد  آن وقت می شد به نوعی بهتر عمل کنیم تا شان چون تویی حفظ شود .حالا که کار از کارگذشته  پس خدانگهدار آقای معلم  محمد حقوقی عزیز.

"تادانه" را بخوانید

ویکی پدیا

شب محمدحقوقی


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 22:19 موضوع | لینک ثابت