همخون سیاوشیم و می پنداریم

چون عابر آتشیم  صد جان داریم

چون جغد به ویرانه ی ایران ماندیم

کوروش تو بخواب چونکه ما بیداریم

**********************************

گفتند به ابروی تو خم افتاده

در شادی چشمان تو غم افتاده

هرکس که تورا زیر چنین آواری ـ

دیده ست  یقین به یاد  بم  افتاده

***********************************

در صحبت اگر به خواب رفتم  رفتم

چون شیخ اگر بر آب رفتم    رفتم

یا با اتوبوس  رشت ـمشهد یک شب

بابوسه ی تو    بناب رفتم   رفتم!

حکیم عمرخیام


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 10:1 موضوع | لینک ثابت