اینجا
استقبال و بدرقه
مترادفند
دریا صخره هارا هی بغل می کند و
می بوسد
اما تو نه صخره بودی نه دریا
خیابانی در شهسوار
که از دریا می آمد
خسته وخیس
در چشم انداز خفیف مه
ظاهرا هیچ تابلوئی تورابه لندن نمی برد
(کلمات چیزهائی شبیه چالوس و رامسر بودند)
کدام دست ؟ کدام آه ؟ مه را کنار زد؟
حالا دیگر
پیاده روئی در لندن شده بودی
افتاده بر مسیر هزار جمله ی غریب
گوئی جادوی مرلین در آغوشت کشیده و
بوسیده
راستی !
آنجا استقبال و بدرقه را چه می گویند؟
نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY