دوم مرداد سالمرگ احمدشاملو بر دوستداران شعرفارسی تسلیت باد.

البته قصددارم که گزارشی راکه در اولین سالمرگ شاملو در روزنامه نوروز به چاپ سپرده بودم را درپست بعدی بنویسم .یادش همیشه زنده باد.
نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ساعت 22:58 موضوع | لینک ثابت
شمس لنگرودی بازهم تحسین برانگیز ظاهرشد.
ما این دست وآن دست می کنیم وملاحظه همه چیز را
می نماییم جز حقیقت اما شمس لنگرودی عزیزاین گونه
عمل می کند ( لطفا دانلود کنید):
دست مریزادوتبریک و تسلیت آقای استاد شمس عزیز! به احترام شما برمی خیزم وکلاه از سر بر می دارم و جایتان را در این تعطیلات تابستانی در لنگرود خالی می کنم. به امید دیدار مجدد.
نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت
حالا وقت مردن بود؟ در این نابسامانی ها که من نگران خودم آینده نیلا و اوضاع واحوال یاسین علی مازیار ربابه و چند نفر دیگرم تو رفته ای که گل بچینی ؟ نه عزیزم باید چند وقت دیگر صبر می کردی
تا آبها از آسیاب بیافتد و به قولی ببینیم کار دن کیشوت در جدال با توهماتش به کجا ختم می شود . آن وقت بهتر و آبرومندانه تر برایت ختم وبزرگداشت می گرفتیم . از تو بعید بود که این حرکت شتابزده را در کارنامه ات به ثبت برسانی. تو که آنهمه در رفتار و گفتارت و لهجه جذاب اصفهانی ات تمانینه داشتی دیگر چرا مرتکب این جوانی شدی . خودت مگر نسروده بودی که : " مگرجان شیرین خسرو نبود که چون جان شیرین فرهاد رفت؟" خب بالاخره می رفت آن جان چون عسل .خب صبوری می کردی تا ببینیم کار به کجا می کشد آن وقت می شد به نوعی بهتر عمل کنیم تا شان چون تویی حفظ شود .حالا که کار از کارگذشته پس خدانگهدار آقای معلم محمد حقوقی عزیز.
نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 22:19 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY