تبليغاتX
کشکرت
 

شعری برای تیرداد

اینجا

استقبال و بدرقه

                         مترادفند

دریا  صخره هارا   هی بغل می کند و

                                                 می بوسد

اما تو   نه صخره بودی نه دریا

خیابانی در  شهسوار

                             که از دریا می آمد

خسته وخیس

در چشم انداز خفیف  مه

ظاهرا هیچ تابلوئی تورابه لندن نمی برد

(کلمات چیزهائی شبیه  چالوس و رامسر بودند)

کدام دست ؟ کدام آه  ؟ مه را کنار زد؟

حالا دیگر

پیاده روئی در لندن شده بودی

افتاده بر مسیر هزار جمله ی غریب

گوئی جادوی مرلین در آغوشت کشیده و

                                                         بوسیده

راستی !

آنجا استقبال و بدرقه را چه می گویند؟


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت


تغییر ناگهانی محل وساعت مراسم تیرداد نصری!!

 

برنامه‌ي بزرگداشت تيرداد نصري در خانه‌ي هنرمندان ايران لغو شد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، برنامه‌ي بزرگداشت اين شاعر و منتقد تازه‌درگذشته قرار بود فردا (يكشنبه 26 آبان‌ماه) از سوي سايت نانوشته در خانه‌ي هنرمندان برگزار شود.

اما ياسين نمكچيان - از بانيان برگزاري برنامه - در اين‌باره به ايسنا توضيح داد: سايت نانوشته هر هفته دو برنامه در خانه‌ي هنرمندان دارد؛ به اين دليل با آن‌ها صحبت كرديم و هماهنگ شد برنامه‌ي فردا به بزرگداشت تيرداد نصري اختصاص داشته باشد. مجوز برنامه هم با اعلام جزييات آن، حدود 10 روز پيش از خانه‌ي هنرمندان گرفته شد و بعد خبر برگزاري را منتشر كرديم. اما امروز (شنبه) حدود ساعت 3 بعدازظهر اطلاع دادند كه هيأت‌مديره‌ي خانه‌ي هنرمندان با برگزاري مراسم مخالفت كرده‌ است.

(نقل از وبلاگ یاسین نمکچیان)

 

خبرگزاری ایسنا


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 19:40 موضوع | لینک ثابت


بزرگداشت تيرداد نصري در خانه هنرمندان

 

  بزرگداشت تيرداد نصري برگزار مي‌شود

 

 

مراسم بزرگداشت تيرداد نصري - شاعر و منتقد - در خانه‌ي هنرمندان برگزار مي‌شود.

در اين برنامه شاعران و منتقدان نام‌آشناي معاصر درباره‌ي شعر نصري و تأثير او در شكل‌گيري نقد شعر دهه‌ي هفتاد به سخنراني مي‌پردازند.

اين برنامه‌ به‌همت سايت نانوشته از ساعت 13 تا 16 روز يكشنبه 27 آبان‌ماه در تالار ناصري برگزار مي‌شود.

نصري به‌دليل سكته‌ي قلبي هفتم آبان‌ماه جاري در لندن درگذشت.

«و در همه‌ي بندرگاه‌ها از كشتي گم‌شده حرف بود» و «دو قدم به خاكستر» آثار شعري او هستند كه به‌صورت اينترنتي منتشر شده‌اند.

(نقل از وبلاگ یاسین نمکچیان -چهارشنبه سوری ـ)

 

ایسنا

 

خبرگزاری مهر

 

درباره تیرداد(ایسنا)

 

نوشته یاسین درباره تیرداد نصری در اعتمادملی


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 20:36 موضوع | لینک ثابت


برای تو که هرگز نخواهی خواند!

کدام پرنده ی خوشبخت

ترا به منقار گرفت و

                            به آسمان برد؟

 

کدام چمن

از نوازش اندامت

                        دور شد؟

 

کدام شاعر

آنجا بود و تو را سرود؟

 

کرم کوچک چـــــــاق!

 

 

                                                       8/10/84


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 19:25 موضوع | لینک ثابت


افتاد آنسان که برگ آن اتفاق زرد می افتد/ افتاد آنسان که مرگ آن اتفاق سرد می افتد/ اما او  سبز بودو گرم که افتاد   ...............قیصر امین پور درگذشت....  یادش جاودان


محمد شمس لنگرودي :شعرهاي قيصر امين‌پور را روان، نغز، ساده و پرمغز دانست.

اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي امين‌پور گفت: شناخت دقيقي از امين‌پور نداشتم؛ اما تا آن‌جا كه مي‌شناسم، هم شعرش و هم خودش، صميمي‌تر‌ و درستكارتر از هم‌طيفانش بودند.

او در ادامه گفت: متأسفانه در چند دهه‌ي اخير، شعر و ديگر هنرها ابزاري شدند براي كسب قدرت و جمع‌آوري نعمات و همچنين شعر هم به دروغ و تزوير و ريا آلوده و به‌عنوان ابزاري براي به‌دست گرفتن قدرت به‌كار گرفته شد. اما امين‌پور بسيار سالم‌تر از هم‌طيفان خود بود، كه از رهگذر شعر به‌دنبال منافع و قدرت بودند. امين‌پور در مجموع شاعري به مراتب بهتر از بسياري از شاعراني بود كه از هر جناحي در سال‌هاي بعد از انقلاب شعر گفتند.

شمس لنگرودي همچنين تصريح كرد: امين‌پور اول انقلاب در رشته‌ي پزشكي پذيرفته شد؛ منتها به‌خاطر علاقه‌اي كه به ادبيات داشت، اين رشته را پيگيري كرد و «سنت و نوآوري در شعر معاصر» درواقع كتابي است كه از يك محقق برمي‌آيد.

( من هم معتقدم که امین پور با  آن دو سه نفرهم نسلان فرصت طلب و  نان به نرخ روز خور خود بسیار فاصله داشت و درخشش قیصر بود که آن چند نفر (که همه امکانات مالی و معنوی  مملکت در اختیارشان بوده و هست) را در پرتو خود کمی قابل تحمل می کرد!!!)

 

 

 واما....

هفت سال اول را معلم بودم
۲۴ یعد را:
شاگرد مکانیک
جورابفروش کنار خیابان
ظرفشوی رستوران

راننده پیتزا فروشی
کارمند تعاونی دانشگاه
پرواز دهنده کبوترهام
بیکار
عضو انجمن شعر

نقاش ساختمان
دلال پاکت و کیسه نایلونی
سیگار فروش کنار صبح تا ساعت ۴ میدان

مغازه دار
سیاسی
فراری دهنده
فراری
حیرتزده سرگذشت ((هاید پارک)) لندن

خیابان به خیابان
شهر به شهر
قاره به قاره

زندگی مرا فرستاد.
به آدرس عوضی.

و ....((خبر پتک سنگین در آیینه بود!!))  دو خبر تلخ در یک روز !!!  خبر بد دوم  مرگ  (( تیرداد نصری)) نازنین در پیاده روهای مه آلود لندن بود....به قول  دوستی : من مرگ هیچ عزیزی را باور نمی کنم.

 


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 17:17 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse