تبليغاتX
کشکرت
 

آقا ما دیگر خانه دار نمی شویم!!!

از سال گذشته تا امسال قیمت مسکن حداقل دو و نیم برابر شده ( در تهران) هر کس هر زمانی در این شهر  ریسک بکنه  و بتونه با دارو ندارش خونه ای بخره برنده س. سال گذشته ما خواستیم یه کاری بکنیم  ( با ۳۵ -۳۶ میلیون اون هم با وام وقرض) ولی نشد..... حالا اون خونه رو کمتر از ۹۰ میلیون نمیدن!  آیااین فاجعه نیست  که تو جائی مثل تهرانسر یا آخرای تهران خونه ی نوساز متری ۱۷۰۰۰۰۰تومن به بالا  باشه؟!

حالا ما که پولمون بچه نزائیده مجبوریم  یا به اجاره های سرسام آور تن در بدیم و یا به قول برو بچه ها بریم پارک چیتگر چادر بزنیم که هم فال هم تماشا!!

امسال اگه بشه دارقوزآباد علیا خونه بخریم  یعنی ۵ -۶ ساعت هرروز تو راه باشیم که فبها.  چون سال بعد با این پولا تو دارقوزآبادسفلی  هم بهمون هیچی نمی دن. این زبان حال همه کارمندای جوون این مملکته  . تازه من بانکی امو بهم ۱۳-۱۴ تا وام میدن که البته بخوره تو ی سر مدیران عزیز بانک!!! بقیه که وضعشون فلاکتبارتره!! آقایونی که خونه های چند صد متریشون توی   فرمانیه و زعفرانیه است  خوب هم میدونن که با این حقوق ها چه خاکی میشه به سر کرد. باز خدارو شکر که ما وضع حقوقمون اگه خوب نیست بد هم نیست. البته تبعیض همه جا هست . آقای مدیری که فلانی پارتیش بوده و مثلا شده رئیس شعبه و پیش خودش که باشی می گه از همه بالیاقت تر بوده و این مقامو با زحمت  خودش و هوش نداشته ش گرفته !!  حقوق ومزایائی چند برابر من کارمند دون پایه باتحصیلات مهندسی می گیره.

 این  آقا حق داره که بزنه توی دهن زیر دستش تا صداشو بالا نبره و به قول بعضی ها شاخ !!! نشه !  آقا ما دیگه خونه دار نمی شیم. 

به قول دوست شاعرم حامد پورشعبان :

تمام همت ما وقف تکه ای نان است     چه می کنید دلیران اقتصاد آباد؟؟؟!!


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 13:4 موضوع | لینک ثابت


ماه و ستاره

از آخرین پستم  تا امروز اتفاقات زیادی برام افتاده . ده روزی رفتم  به دیار مادری – لنگرود-  و دو سه روز بعد در لاهیجان موبایلمو زدن . یه عالمه ( حدود ۵۰۰تا) شماره تلفون پرید . هنوزم که هنوزه نتونستم بیشتر از 80تا شماره جور کنم. ( لطفا دوستان کمکم کنن و شماره هاشونو واسم smsکنن )

 به تهران که برگشتم  ویندوزم به هم ریخته بود . عوضش کردم . نمیشد که کانکت شم. دوباره ویندوز گذاشتم و......تا امشب . راستی فردا استاد شمس لنگرودی میره مسافرت  ( آلمان و آمریکا) من هم پروژه ی عکاسیم ازش  روی هوا مونده.  این چند ماه درگیر وفق دادن خودم با شرایط جدید – حضور دخترم نیلا- بودم و  با وجود آمادگی استاد نتونستم ادامه کار رو ردیف کنم. امید وارم از پاییز که ایشون به سلامتی برمیگردن  ادامه بدم.

در ضمن دنبال یه راهم که که از کار مشمئزکننده در بانک ملی و روابط مسخره و تاسف بار سازمانیش  خلاص شم .   

 

 

   

 

 

برای  نیلا :

 

به دوردست ها  می نگری

به سقف خانه !

اما آسمان من دورتر است

با ستارگانش

همه سرمایه های من آن آرزوهایند

این خانه را نیز به اجاره دارم

و اجازه ندارم

از آسمانت

 

ماه و ستاره  بیاویزم.

 


 

نوشته شده توسط علی محمد مسیحا در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 23:24 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse